نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

فرشته کوچولو

زبونِ بی زبونی

1391/10/21 13:42
نویسنده : مامان الهه
220 بازدید
اشتراک گذاری

حوصله ام سر رفته بود و نمیدونستم با چه زبونی به مامان بگم که دلم میخواد برم گردش این بود که رفتم سراغ چوب لباسی و کیف مامان رو برداشتم و انداختم روی دوشم و رفتم جلوی در ایستادم و منتظر نگاه مامان که سخت مشغول آشپزی بود شدم ...

وقتی مامان نگاهم کرد و گفت مامانی چرا اونجا ایستادی؟!

با مامان بای بای کردم و از راه دور او رو بوسیدم و سعی کردم در را باز کنم و خلاصه با زبون بی زبونی منظورم رو به مامان برسونم.

پ.ن: عکس نداریم چون دوربین نداریم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

ستاره زندگی
21 دی 91 20:34
جیگرش بخورم با این حرف زدنش
مامان بهار
23 دی 91 12:53
الهی ! عزیزم !! خوب بچه رو ببرین بیرون دلش باز شه دیگه چه جوری بهتون بگه ؟؟؟
مامان گلها
24 دی 91 20:39
قربونش برم که عاشق گردشه
الهه مامان یسنا
3 بهمن 91 9:09
سلام فدای این فرشته کوچولوی ناز چه با عکس چه بی عکس.